تبليغاتX
ایست بازرسی

ایست بازرسی

بخوانید و جدی نگیرید

سلام
قبل از هر حرفی از همه دوستانی که برای پست قبلی و قبلیش کامنت گذاشتن ممنونم.
از مهدی, سجاد, ایمانا و الیور تویست هم بخاطر اینکه به من لینک دادن و از ونوس هم بخاطر مطلب جالبش ممنونم.
بعدشم...
بعدشم....
بعدشم بگم که این پست دو بخش داره, بخش اولش دست نوشته ای از یک کودک مثلآ فهیم که اتفاقآ این کودک مثلآ فهیم یکی از نویسنده های سریال شبهای برره هم هست.
بخش دومش رو هم با اجازه نویسندش در وبلاگ قرار میدم, نوشته ای که دوست خوبم ونوس در کامنتشون گذاشته بودن به همراه ضمیمه هایی از خودم
.

                     ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عقشولانه های یک کودک

 

با اینکه بابایم می گوید دهانم هنوز بوی پفک می دهد ولی من تو را عاشق می باشم، ای دختر همساده! هر بار که با موهای دمب موشی ات به حیاط می آ یی تا لی لی بازی کنی و هی دماغت را بالا می کشی از بس هوا سرد می باشد، دل کوچک من خیلی قنج می رود.

ان روز که در اِستپ هوایی توپ را بالا انداختی که "کودک فهیم" و من سوزیدم، فهمیدم که در گلویت گیر کرده می باشم و اصلا فکر نمی کنم که تو از ممد فرنگیز خانوم اینا با آن کت شلوار مسخره اش خوشت

می آید. من از تو خیلی دلگیر می باشم از بس عباس اقای بقال محله لپ تو را کشید که "کوچولو چی می خوای؟" و تو بی حیایانه خندیدی و من تا صبح ماهواره ممد فرنگیز خانوم اینا را تماشا کردم که غیرت خونم نرمال شود.

من هر روز لب پنجره منتظرت می نشینم و با دستان کوچولویم هی گیتار می زنم که "چه خوشگل شدی امروز" و تو از سرویس مدرسه پیاده می شوی و در حالی که با راننده گنده بک سرویس بای بای می کنی و وسط کوچه مقنعه ات را در می اوری و من "دلم تنگه برادرجان" می خوانم و با سوزیدنم می سازم.

ان یکی روز که معلمتان "من بادام دارم" درس داد و تو گریان امدی که "دلم بادام می خواهد" من به تو خیلی بادام دادم و تو خندیدی و نفهمیدی که من به چه دلهره از اجیل فروشی سر کوچه بادام را دزدیدم و اقاهه به من گفت: فسقلی الدنگ

تو خیلی خوشگل قشنگ می باشی ولی هیچ وقت به زیبایی خانم معلم ما که فامیل سوفیالورن اینا می باشد

نمی رسی و بابایم عاشق او می باشد و به زودی با هم همسر می شوند و من خیلی خوشحال می باشم که خانم معلم عزیز که زنی زیبا و مهربان می باشد خیلی برای خوشبختی بابایم تلاش می کند"

خانم معلم می گوید:" تا همین جا بس می باشد. دیکته عقشولانه بهت گفتم که خسته نشوی!" من خیلی ناراحت می باشم که خانم معلم از احساسات پاک من سوء استفاده می کند و دیکته های بد اموزی می گوید از بس که همساده ما اصلا دختر ندارد.

خانم معلم می گوید:" من رفتم. به بابایت سلام برسان بگو پول این تدریس خصوصی ها را می کشم روی مهریه

 

امیر مهدی ژوله

                      ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
                

شنبه 7 آبان1384 ساعت: 13:10

توسط:ونوس

 

بالاخره پوست خربزه افتاد زير پاي احمدي نژاد. من نمي فهمم اين علي آقاي لاريجاني که مامورش کرده اند مواظب مواضع سياست خارجي احمدي نژاد باشد، چرا حواسش نيست؟ اين يارو همين طوري يک حرف هايي را که زمان دانشجويي و در محافل بسيجي مي زد، به عنوان رئيس جمهور مي زند و طبيعي است که همه جهانيان واکنش نشان مي دهند. شما يک معادله ساده را در نظر بگيريد: يک رئيس جمهور است که رسما اعلام کرده ما مي خواهيم چرخه سوخت اتمي راه بيندازيم، بعد از دوماه هم اعلام مي کند ما مي خواهيم اسرائيل را از روي نقشه زمين حذف کنيم، جهانيان مي پرسند: شما با چي مي خواهيد اسرائيل را از روي نقشه زمين حذف کنيد؟ با بيل؟ با کلنگ؟ با تيرکمان؟ با تفنگ بادي؟ با خمپاره انداز؟ با توپ ۱۰۶؟ با کلاهک هسته اي؟ به نظر شما طبيعي نيست که جهانيان فکر کنند ايران مي خواهد اسرائيل را با بمب اتمي نابود کند؟ احمدي نژاد در کمال خردمندي و درست همزمان با متهم شدن بشار اسد به تروريسم و در آستانه سقوط دولت سوريه، ديروز اعلام کرد که اسرائيل بايد از روي نقشه جهان حذف شود. وي گفت که دنياي بدون آمريکا و اسرائيل بهتر است. بدنبال اين اظهارات فضائل، دولت فرانسه سفير جمهوري اسلامي را احضار کرد و شديدا به ايران اعتراض کرد. دولت آلمان که احمدي نژاد قبل از انتخاب صدراعظمش به وي تبريک گفته است، نيز اعلام کرد که در صورتي که معلوم شود احمدي نژاد چنين حرفي زده است، با ايران شديدا برخورد خواهد کرد. دولتهاي انگليس، آمريکا و اسرائيل نيز شديدا به جمهوري اسلامي اعتراض کردند. فعلا پوست خربزه زير پاي دکتر الفنون است و بايد آماده تماشاي يک پاتيناژ روي يخ حسابي آقاي رئيس جمهور منتخب شوراي نگهبان باشيم.

ابراهیم نبوی

 
پی نوشت: البته اینطور که ما شنیده ایم پوست مذکور منصوب به جناب خربزه نبوده و آنگونه که شاهدان و ناظران عینی نقل کرده اند این پوست از دارو دسته گلابیجات بوده است. از همین رو (کدام رو؟) بدلیل اینکه ملت و دولت ایران کلآ خودشان نمادی از گلابی هستند بعضیها میگویند این فتنه از گور ملت ایران برخاسته است. در همین راستا اصغر آقا (بقال محله ی ما) میگوید:حالا که قضیه لو رفته و این ها(همونها) فهمیده اند که ما در این مملکت این همه  گلابی داریم  باید زودتر دست به کار شویم و تا کسی نفهمیده با هسته این گلابیها بمب هسته ای بسازیم و بزنیم اسرائیل را نابود کنیم.

 

شنبه 7 آبان1384 ساعت: 13:11

توسط:ونوس

 

لکه ننگ ابدي

آخرين شاهکار رئيس جمهور در ابعاد جهاني منتشر شد. احمدي نژاد گفت: اگر کساني تحت فشار نظام سلطه و يا از روي کج فهمي، خودخواهي و دنياپرستي، گامي براي به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي بردارند، به آتش قهر امت اسلام خواهد سوخت و لکه ننگ ابدي را در پيشاني خود خواهند داشت.

در پي اين اظهار نظر حکيمانه سووال مهمي مطرح شد؛ چه کساني به آتش قهر امت اسلامي خواهند سوخت؟
۱) کساني که تحت فشار نظام سلطه اسرائيل را به رسميت شناخته باشند، وگرنه کساني که بدون فشار اسرائيل را به رسميت شناخته باشند، در آتش قهر امت اسلامي نخواهند سوخت.
۲) کساني که از روي کج فهمي اسرائيل را به رسميت شناخته باشند، در آتش مذکور خواهد سوخت، وگرنه اگر کساني نه از روي کج فهمي، بلکه از روي شناخت کامل، اسرائيل را به رسميت شناخته باشند، در آتش قهر امت اسلامي نخواهند سوخت.
۳) کساني که از روي خودخواهي و دنياپرستي اسرائيل را به رسميت شناخته باشند، در آتش مذکور خواهند سوخت، وگرنه کساني که بدون خودخواهي و به دليل انگيزه هاي معنوي اسرائيل را به رسميت شناخته باشند، در آتش قهر امت اسلامي نخواهند سوخت.

ابراهیم نبوی

 

پی نوشت: با  وجود این حتمآ قرار است تمام کشورهای جهان( بجز آنهایی در علم خاموش کردن  آتش پیشرفتهایی داشته اند) در این آتش بسوزند . با انتشار این بیانیه احتمالآ دولتهای اوروپایی و امریکایی تازه میفهمند که چرا هی فِرت و فِرت  جنگلهایشان آتش میگیرد و چرا این همه دارد توفان کاترینا میاید. البته زلرله بم اصلآ و ابدآ هیچ  ربطی به این  آتشها ندارد چون اصولآ ما خودمان امت اسلام هستیم و با خودمان که کاری نداریم(...داریم؟؟). البته این احتمال هست که چون مردم بم از زدن هرگونه مشت محکم و تو دهنی به ملل آن ور آبی خودداری کرده اند دچار این آتش قهر الاهی شده باشند که البته با میانجگری مهندس جناب آتش فعلآ قول داده اند که بی خیال ملت ایران شوند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت   توسط مهدی کریمی  |