تبليغاتX
ایست بازرسی - بازم مثل همیشه ایران [...] میشه ؟!

ایست بازرسی

بخوانید و جدی نگیرید

اونجا(توی تلویزیون)دارند آهنگ پخش میکنند. آهنگ که قطع شد یک اقاهه که به او داور میگویند در سوتش فوت میکند و بعدش در حدود 22 و نیم نفر به دنبال یک توپ قلقلی میدوند.در همان اغاز بازی بچه های ما گل میزنند. بچه ها خوشحال میشوند. بچه ها بعدش ناراحت میشوند. بچه ها تازه میفهمند که ای دل غافل!! دیدی چی شد؟؟!دروازه ما اون یکی بود ها !!! بچه ها کماکان ناراحت میباشند و میخواهند نصرتی را لت و پار کنند. در این بین علی کریمی قاطی میکند و میخواهد جفت پا برود درون حلق بازیکن حریف که با مداخله همون آقاهه که اول گفتم لوتی گری میکند و کوتاه میاید. تیم ما کماکان دارد از خدمات ارزنده محمد نصرتی بهره های کافی و وافی را میبرد.علی کریمی دوباره حمله میکند. یکی از کره ای ها با دستش میزند(به گمانم توپ را). بچه های ما میگویند با دستش زده. ولی آقاهه میگوید با دستش نزده. فردوسی پور هی دارد به نصرتی فحش میدهد ما هم به فردوسی پور فحش میدهیم که چرا اینقدر فحش میدهد.

 برانکو در فکر فرو میرود. بچه ها کرنر میگیرند. دوربین به سمت تماشاگران میرود. من 4 چشمی به تلویزیون زل میزنم. تماشاگران هم به من زل میزنند. بچه ها کرنر را میزنند ولی گل نمیشود. من ناراحت میشوم. فردوسی پور آه میکشد . برانکو جیگرش کباب میشود. تماشا گران زار زار گریه میکنند.

اینجاست که جای خالی یک بازیکن جوان حس میشود. آن رعنای تیم ملی! آن ستاره فوتبال ایران! آن سیمای دل نواز! آن...!!!.فکرای بد نکنید همون علی دایی رو میگم .

برانکو از دست نصرتی عصبانی میشود و او را بیرون میاورد  تا ببرد در رختکن کتکش بزند.

 

  تماشاگر کره ای

                           یک تماشاگر کره ای در حال ابراز احساسات به بازیکنان ایرانی

 در نیمه دوم بود که بچه ها تازه فهمیدند خدایی نکرده قرار است گل بزنند و باید کمی هم محض این دل ما حمله کنند.

فردوسی پور بازی را تحلیل میکند:" اگر یحیی 5-6 سال جوانتر بود حتما میتوانست یکی از موقیعتهایش را گل کند" ما نتیجه گیری میکنیم که:الف) یحیی در جوانی پاهایش بلندتر بوده .ب) دروازه بان کره نقش هویج را آنجا بازی میکرده .ج)منظور فردوسی پور این بوده که از بازیکنان جوانی همچون علی دایی باید در تیم بیشتر استفاده کرد.

بازیکنان ما دوباره به صورت دسته جمعی حمله میکنند. در زمین ما جز میرزا پور کسی نیست. میرزا پور دارد دم دروازه تخمه میخورد. کاویانپور با سوت به میفهماند تو هم بیا تا زمین ما کلآ خالی شود. میرزا پور به حرفش گوش نمیکند. بچه ها حمله میکنند. کره ای ها توپ را ازما میگیرند و به طرف دروازه ایران حمله میکنند. میرزاپور جلو میاید , کره ای ها شوت میکنند , رحمان رضایی مسیر توپ را عوض میکند تا بهتر وارد دروازه بشود. کره حال میکند. ایران گریه میکنند. داور سوت میزند. تماشاگران داد میزنند. برانکو جیغ میزند.مربی کره فردوسی پور عربده میکشد.

در پایان مربی تیم کره از محمد نصرتی به خاطر همکاری مفید با تیمشان تقدیرو تشکر میکند . نصرتی هم در پاسخ میگوید:" قابلی نداشت, انجام وظیفه بود" و مربی کره هم او را به صرف آبگوشت به منزلش دعوت میکند.

 

مربی کره در حال انجام مراسم رقص برره ای برای جشن پیروزی

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت   توسط مهدی کریمی  |