1. اولین گام انتخاب اسم است. شما می توانید از اسم خودتان و یا اسم هر کدام از ایل و تبارتان که نام فرهنگی تری دارند برای نام موسسه تان استفاده کنید. در این وادی استفاده از اسم مستعار هم خالی از لطف نیست. مثلآ نامهایی چون صفدر دانش پژوه, کامبیز شریف زادگان ,چنگیز قلم پول و یا به قسمی دیگر می توانید از نامهایی مثل, راه دانشگاه , مستقیم تا دانشگاه , دربست تا دانشگاه , دربست با مسافر سر راهی تا دانشگاه(کرایه نصف قیمت)و ...استفاده کنید.
2. دومین گام مکان است. هر دخمه ای که گنجایش شصت تا هفتاد نفر دانش آموز (که در این دوره به داوطلب گرامی تغییر نام داده اند) را داشته باشد می شود مکان کلاسها. سردابه های متروکه محدوده سیدخندان مشهور ترین این مکانها هستند.
3. توجه داشته باشید روز اول همه چیز را روی دایره نریزید. شما در ابتدای کار خودتان را یک موسسه توپ و مشتی معرفی کنید که برای نهار دانش آموزان چلو خورشت قیمه بادمجان سرو می کنید, سرویس ایاب ذهاب دارید و اساتیدتان تا مرز ترکاندن پیش رفته اند و کلی وعده و وعید دیگر که دهان داوطلب گرامی و خانواده اش به نحو مطلوبی کف کند.
4. تضمین بدهید... قبولی داوطلب گرامی را با هر وضعیت تحصیلی توی دانشگاه تضمین صد درصد بدهید. نگران نباشید, کودن ترین داوطلبان هم در انتخاب هفتم دانشگاه آزاد پیروز میدان می شوند. پس با خیال راحت تضمین بدهید.
5. تذکر خیلی خیلی مهم: مهترین نکته در این سبک از کار فرهنگی این است که شما تا ریال آخر شهریه را به صورت دولا پهنا از حلقوم داوطلب گرامی و خانوده اش بیرون بکشید و از ابتدای کار این نکته را مد نظر داشته باشید که شهریه های شما باید طبق مصوبه اموزش و پرورش با پول خون ابوی محترم داوطلب گرامی برابری کند.
6. شما حالا تقریبآ تمام راه رفته اید...همه ی داوطلبان خود را به صورت 3MP و فشرده توی یک کلاس در همان دخمه ای که از پیش اجاره کرده اید جا دهید و چند تا از دانشجوهای فامیل را برای صرفه جویی در هزینه ها به جای معلم بگذارید بالای سر دانش آموزان. قولهای قبلی تان هم اصلآ مهم نیست... همه را فراموش کنید.
